خرید بک لینک
6. Wir entscheiden, wer wir werden wollen: „Ich bin nicht das, was mir passiert ist, ich bin das, was ich entscheide zu werden“.6- ما تصمیم میگیریم میخواهیم چه کسی شویم: "من آنچه برایم اتفاق میافتد نیستم، بلکه آنی هستم که تصمیم میگیرم باشم".7. Der Schmerz weckt uns auf: „Ohne Schmerz gibt es kein Kommen ins Bewusstsein. Es gibt keine Geburt des Bewusstseins ohne Schmerz“.7- درد ما را بیدار میکند: "بدون درد چیزی به هشیاری درنمیآید. بدون درد هشیاری متولد نمیشود".8. Stolz ist selbstbetrügerisch: „Durch Stolz betrügen wir uns immer selbst. Aber tief unter der Oberfläche des durchschnittlichen Gewissens hat uns eine ruhige, kleine Stimme gesagt, etwas ist verstimmt“.8- غرور کاری خودفریبانه است: "با غرور میتوانیم همیشه خود را فریب دهیم. اما همیشه در زیر سطح وجدان ابتدایی، صدایی آهسته و آرام هست که هشدار میدهد که چیزی سرجایش نیست". (توضیح: یعنی وجدان ابتداییِ ما نمیتواند خودفریبی غرور را دریابد و برای کشف آن به وجدانی عمیقتر نیاز است).9. Missbrauch wird normalerweise von einer Person zur anderen weitergegeben: „Der gesunde Mensch quält andere nicht – im Allgemeinen sind es die Gequälten, die zu Foltere werden“.9- سوء استفاده مُسری است: "آدم سالم کسی راا زجر نمیدهد. غالباً این افراد زجرکشیدهاند که شکنجهگر میشوند". 10. Wir projizieren unsere unerwünschten Gefühle und Gedanken auf andere: „Alles, was uns an anderen irritiert, ka uns zu einem Verständnis von uns selbst führen“.10- ما احساسات و افکار ناخوشایند خود را به دیگران فرافکنی میکنیم: "آن چیزی که در دیگران

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: شنبه 27 اسفند 1401 ساعت: 16:54

خیلی مختصر و مفید بگویم:در اوایل سال 1921، هر دلار آمریکا معادل 60 مارک آلمان بود. در آخر سال 1923 یعنی کمتر از دو سال بعد هر دلار آمریکا معادل 4 هزار و 200 میلیارد مارک بود! جدول زیر سرعت روند تغییرات را ببینید (منبع):نرخ برابری 1 دلارتاریخ601921.1.314.4001922.1.3149.0001923.1.31440.000.0001923.10.034.200.000.000.0001923.11.15سرعت تغییر قیمتها در سال 1923 به دقیقه بود! بانک مرکزی اسکناسهای 100 میلیارد مارکی چاپ کرده بود که با آن یک تخم مرغ هم نمیشد خرید و 42 اسکناس آن معادل 1 دلار بود. در واحد پولی جدید (بنام Rentenmark) دوازده صفر از واحد پولی حذف کردند، یعنی هر هزار میلیارد مارک را یک رنتنمارک جدید نامیدند! + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 0:38 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 1:03

آیا میتوان نسبت به کسی که برایمان خیلی عزیز است (مادر، پدر، همسر، همشیر، فرزند، دوست ...) خشمگین یا متنفر هم بود؟ فرهنگ عامه به ما میگوید: نه، اصلاً! روانشناسی سلامت اما میگوید: حتماً و بیشک!خواستههای ما نامحدود است اما عزیزانمان مثل خود ما، در برآورده کردن این خواستهها محدودیت دارند. در نتیجه همیشه در جایی ما را ناکام خواهند گذاشت، همانطور که ما لاجَرم آنها را ناکام خواهیم کرد. پیامد ناکامی خشم است و اگر شدید شود، نفرت. پس طبیعی است که در مواجهه با هر عزیزی، زمانی خشم و نفرت خودش را نشان دهد. اما آیا ما اجازه میدهیم که این احساس طبیعی خودش را به ما نشان دهد، احساس کنیم که خشمگین هستیم و تظاهرات جسمانی آن (جوشش انرژی رو به بالا از شکم به سمت گردن و دستها، احساس انرژی برای حمله در دستها، مشت شدن دستها و ... بسته به میزان خشم) را در درونمان تجربه کنیم؟ جواب: به دلایل روانشناختی – اجتماعی متعدد، خیر. به طور ضمنی یا صریح به ما یاد دادهاند که نباید از کسی که دوستش داریم خشمگین باشیم چه برسد به تنفر از او، و نیز نباید برای کسی که از او متنفریم، جایی برای دوست داشتن در دلمان باقی گذاریم. به زبان روانشناسی ما یاد گرفتهایم (و البته خودمان هم تمایل ناهشیاری به آن داشتهایم) که دوپارهسازی (Splitting) کنیم یعنی بین احساسات متعارض مهر و خشم یا عشق و تنفر دیوار بکشیم و یکی را در رابطه با دیگران برگزینیم: یا زنگیِ زنگ، یا رومیِ روم، یا دوست یا دشمن، یا با منی یا علیه منی، یا پاکِ پاک یا نجس.پیامد دوپارهسازی احساسات چیست؟اولین پیامد آن جدایی انداختن میان خود و احساسی است که بطور طبیعی باید به خاطر انسانبودنمان در ما میبود. این یعنی کنده شدن چیزی از ما؛ یعنی ناقص شدن؛ یعنی

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 19:51

صفحه بندی